تبليغاتX
چرت و پرت - سلام
سلام امیدوارم که حالتون خوب باشه و مطمئنا هم که خوب هستین خوب خدارا شکر

خیلی وقت بود که مطلبی از خودم در نکرده بیدم ولی امروز تصمیم گرفتم یه سیر چرت پرت بنویسم

می خوام از مدرسه مون براتون بگم

پنج شنبه یکی از همین هفته ها امتحان داشتیم مدرسه تا خونمون حدودا ۳۰ تا ۴۵ دقیقه فاصله داره موقع امتحانها که ماشین پیدا نمی شه یکی از رفقا بابرادرش که ماشین داشت اومد دنبالم جاتون خالی یک کیفی  داد که نگو و نپرس چهارتایی نشستیم پشت یه ۲۰۶ حساب کنید چه طوری جا شدیم من که سر و دستام بیرون مونده بود یکی از بچه که نصفش بیرون بود یکی مارو می دید دلش به حال ما می سوخت

خلاصه به هزارو یک بدبختی رسیدیم مدرسه 

از مدرسمون که بخوام بگ دلم می سوزه از بیرون که بهش نگاه می کنی فکر می کنی زندان قزل الحصار پنجره هاش از این  دزگیرها زدن که مبادا بچه ها از طبقه سوم فرار کنن چه جوری نمی دونم 

خلاصه وارد مدرسه شدیم یکی داره از نرده هایی که کنار پله ها زدن که یه وقتی بچه ها از روش نیفتن لیز می خورن اینقدر حال میده یه بارم که شده امتحان کنید

از پله ها می ری پایین اولین کلاس دست راست کلاسمون وارد کلاس که می شی چندتا میز اول کتابخونه است چندتا میزبعدی استدیو صداست عاشقای کلاس اواز عاشقی سر دادن با هم همکاری میکنن چندتا میز بعدی جای نفس کش ها وقالتاقهای کلاسه  میزهای اخرکه اصلا جای گفتن نداره همه مشغول نوشتن اطلاعات بر روی میز  دست  پا و............ که نمتونم لو بدم و اینجا جای من است

اگه شما یه روز سالم تونستین وارد کلاس بشین و بر گردین هرچی بخواین من بهتون می دم اقا یه روز من اتو کشیده رفتم مدرسه برگشتنی میخواستم برم یه جایی رودربایستی داشتم با هیچ کسی برخورد نداشتم ولی زنگ اخر که می خواستم بیام بیرون انگار خودم رو تو گل و کثافتی غلطونده بودم

واما هنگامی که دبیرها وارد کلاس میشن باید باشین وببینین وصف شدنی نیست هرکسی دنبال یه چیزه یکی سلام میکنه یکی خوش امد میگه عین بچه ها یه سری از بچه ها (خودم و رفیقام) انگار نه انگار که دبیر اومده در حال مسخره بازی هستیم یا پاهامون رو هم داریم به فکر یه نقشه پلید هستیم که  نزاریم دبیرمون امتحان بگیره

بعضی از دبیرها که کلاس مارو میشناسن اصلا حرف پرسش یا امتحان نمیارن یه سری هم خودشون رو میزنن به مریضی یا مسافرت نمییان اون دبیرهای پوست کلفتی که امتحان میگیرن تاحالا برگه هارو صحیح نکردن 

موقع درس دادن همه بچه هایی خوبی میشیم و به ظاهر داریم به درس گوش میدیم ولی در فکر این هستیم که موقعی که زنگ خورد فوتبال رو چه جوری بازی کنیم یا چه جوری حال فلانی رو بگیریم که دیگه پاش رو از گلیمش درازتر نکنه

این بود فقط یک روز از مدریه ی ما فعلا موقع امتحانهاست داستان خاصی پیش نیومده ولی بعد از امتحانها چه شود پیشنهاد می کنم برای یک بار هم که شده بیاید پیش دانشگاهی ما مثلا پشت کنکوری هستیم

 

+ نوشته شده توسط ناشناس در شنبه بیست و نهم دی 1386 و ساعت 12:26 |


Powered By
BLOGFA.COM